و اما مصر...

و جرعه ای سیاست...

 

و یادمان بماند و...

و نرود از یادها...

که ژرمن ها...

رنج بسیار بردند به دیرباز...

از غربی و هم شرقی...

 

و تو ای مسلمان مصری...

تو ای برادر...

تو ای خواهر...

و تو ای دانا...

 

آری...

تو هر چه میخواهی بخواه...

تو هر چه می کنی بکن...

اما بدان ای رفیق و ای همراه همیشگیم...

 

که امروز...

این کل را...

دهکده اش گفته اند چمعی به "خرد"...

و به راستی...!

این زمزمه ی شرقی و غربی...

یا شمال و جنوب که در قفا گویند به نجوا...

و این مرزها که متصورند از برایت...!

تو را چه سود اینک...

که در دهکده ایم جملگی...

آری جملگی برداشته اند مرزها...!

تو اما...!!

حیف...

بگذریم...

/ 0 نظر / 11 بازدید